واکاوی شعر موج ناب/ سریا داودی حموله

چند شعر از لسیا اوکراینکا
خرداد ۲۸, ۱۳۹۸
گفت و گو با حمیدرضا شعیری
خرداد ۲۹, ۱۳۹۸

 ـ فقط خواهد گفت / بخشنده کیست؟ / او که با پوستی اخترانه / شادی را به رعشه می‌آورد / لبخند را از گوشه‌های لب باز می‌شناسد / به کوتاهی می‌آید / تا از شنوده‌ها / برچیند / زخم‌های دانایم را / «سیروس رادمنش»

شعر موج ناب نشأت گرفته از مسائل اجتماعی ـ سیاسی دهه‌ی چهل و آرمان‌های وعده داده شده بود. این جریان بنا به ضرورت پدید آمد، آن هم به‌عنوان یک مرام و مسلک توسط نسلی که در گیرودار آرمان‌های سیاسی بودند. موج ناب محصول تفکر نابی‌ها نبود؛ بلکه ابزار فکر آن‌ها بود تا نشانه‌های عینیت‌مند  در ساختاری موجودیت پیدا کند، پس برآمدند، از دل این جریان نسخه‌ای بیرون بکشند که با اندیشه آن‌ها هماهنگ و سازگار باشد و تحت‌تأثیر آموزه‌های تئوریک مشغول تکثیر زبان و مشق‌های ذهنی هم شدند. آن‌چنان که هرکدام در سایه‌ی دیگری لقب ناب گرفت.

سیر تکوینی جریان‌های شعری مثل طبیعت زایش، کودکی، جوانی، پیری و مرگ به دنبال دارد. ارتعاش موج ناب با همه‌ی مفهوم‌مداری‌های دهه‌ی چهل به دهه‌های بعد هم کشیده شد، شاعران این جریان بعد از دهه‌ی پنجاه دوباره دچار انحطاط ذهنی شدند و با رها کردن ذهنیت قبلی منفعلانه عمل کردند. در برهه‌ای که جامعه در حال فعل و انفعال بود، سعی داشتند به پرسش‌های بنیادین هستی پاسخ دهند. در دهه‌ی چهل از تمهیدات اجتماعی و سیاسی بهره می‌بردند، واژه‌هایی که دلالت بر مضامین مختلفی داشت و به لایه‌های ضمنی و زیرین متن معنا می‌بخشید. در آن دوران به‌لحاظ لفظ و معنی توانستند روح بسیاری را به اعتراض وادارند. گرچه ذهنیاتی را از هم اقتباس کردند و به مشترکاتی هم رسیدند، زبان شعری هم را تقلید کردند؛ ولی دیری نپاید که به تفاوت و مشابهات‌های هم پی بردند و هرکدام به موج دیگری پیوست:

 ـ با سری پریش می‌نشینم / و به زندگانی یک علف خیره می‌شوم / که اسبی جوان را خواب می‌بیند / «آریا آریا پور»

طبق انگاره‌های زبان‌شناختی موج ناب ژن جهش‌یافته‌ی شعر اقلیمی جنوب (جنوب غربی) است که برآیند تغییرات آن در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مشهود می‌باشد.

نگاه پرسپکتیوی شاعران از لحاظ بصری جذابیت داشت؛ نوسانات ساختاری، انگاره‌های زبانی، اقلیم‌گرایی، لحن عاطفی، نوستالژیک‌سرایی، آشنازدایی، حس‌آمیزی، تصویرگرایی سوررئالیستی، هنجارگریزی از ارکان اساسی این نوع ژانر است.

شاعران موج ناب به چینش کلمات توجه بیش‌تری داشتند، کلمات بومی نظیر «صبح، کوه، گور، اسب، مادیان، بلوط، سایه، یال، علف، ایل، بهار، شیهه، گل، سپید…» در اشعار، این شاعران بسامد بالایی دارد. در ابتدا با خطابه‌های فلسفی، متون رمزگونه و نمادین کلمات آرکاییک و بومی را در تنه‌ی شعر می‌کاشتند، در دهه‌ی چهل و پنجاه تشخص و باور درونی رکن اساسی شعر شد. این متفاوت‌نویسان با دریافت‌های شهودی عینیت‌مندی (اوبژکتال) را از پروسه‌ی ذهنیت عبور می‌دادند:

 ـ این سایه‌ها بیایند بگردند / پروانه‌ی خوشی‌هایم / گلبوته‌ی غریب خدایی را / بار دگر بر چهره‌ام بزن / که این‌گونه مرده‌ام / این‌جا / با این ستاره‌ها در مشت / ماه غمگین در انگشت / «هوشنگ چالنگی»

با توجه به زمان تاریخی فرم‌های ادبی برای حیات خود در جدال و تقابل هستند، موج ناب در شرایط تاریخی آفریده شد که حوادث زمانی و مکانی دهه‌ی چهل تا پنجاه با تشدید دوگانگی بین مدرن و سنت، سبب تحولات تقویمی و تاریخی شد:

 ـ اکنون نفس من از صدای تو بلندتر است / و انگشتم / در تصرف خاک / زوزه می‌کشد / از آشفتگی می‌آیم / که بیرقم رنگین است / باد را دیدی / با زبان بریده؟ / دو زنگوله / به پلک‌هایم می‌آویزم / تا شب در مردمک‌های من / خواب لیلی نبیند / و خون در شکاف استخوان‌هایم / رها از ریختن گردد / همیشه باران گیسوی مرا خیس می‌کند / و دستی که / چشم‌های مرا ببندد / همیشه پیر است / «بتول عزیزپور»  (۱)

شاعران این دوره برای فاصله گرفتن از شعر متعهد (شعرسیاسی و چریکی) وشعر موج نو به موج دیگری روی آوردند و به کارکرد دیگر کلمات فکر کردند تا به فردیت مدرن دست بیابند که تعارضی بین سنت و مدرنیسم می‌باشد.

عوامل زیادی دست به دست هم دادند تا کارهای تنی چند از شاعران جنوب که ذهنیت بومی مدرن داشتند به موج ناب تعبیر شود. این نفرات به سبب ادبی نماینده‌ی فکری گروهی از جمع بودند:

نخست: وجود حمیدکریم‌پور (آریا آریاپور) در مجله‌ی تماشا (در تهران).

دوم: منوچهر آتشی به‌عنوان خط دهنده‌ی فکری که این جریان را فتواگونه نام‌گذاری کرد.

سوم: افت و خیزهایی اجتماعی و سیاسی دهه‌ی پنجاه.

چهارم: حشر و نشر در یک جغرافیای مشترک و استفاده‌ی خلاقانه از فرهنگ و زبان قومی.

پنجم: خودانگیختگی و شیفتگی نسبت به امری آمرانه!

در ابتدا شعر موج ناب با حداقل معیار و مؤلفه‌ها و با یکی دو شعر از هر شاعری نام‌گذاری شد. البته پیرامون موج ناب مباحث گوناگونی ارائه شد که گاهی با هم در تعارض‌اند، گرچه بیش‌ترین عامل تکوین موج ناب دستاوردهای آرمانی بود.  (۲) آن‌چنان که در بدو شکل‌گیری از سوی منتقدان بیش‌تر نقد اعتقادی شدند تا انتقادی… البته به جای آنالیز کردن اثر به تحلیل صاحب اثر می‌پرداختند که نقدها به‌نوعی تسویه حساب شخصی بود!

نابی‌ها در یک موقعیت فرهنگی مشترک قرار داشتند، اما نتوانستند در زبان شعر تغییر ایجاد کنند و هرکدام به راهی رفتند به‌طوری که به‌جز طرح یک سری تئوری‌ها، موجی باقی نماند! این شاعران با چاپ چند کتاب (۳) ازیک تفکر تاریخی در سایه‌ی «موج ناب» مخفی شدند.

از دهه‌ی شصت تاکنون نابی‌ها جریان‌های ادبی مختلفی را تجربه کردند:

 ـ می‌گویم / ای دوست / نام مرا به فردا بگو / و تنهاییم را / که ستاره‌ام / شاید به جنگل فتاده است / «یارمحمد اسدپور»

در دوره‌ای «شعر موج ناب» و «شعر دیگر» داغ‌ترین بحث روز بود؛ هرچند شاعران «شعر دیگر» گوشه‌گیر و آرام؛ اما موج نابی‌ها پر حرف و جنجالی بودند.

از نظر مؤلفه‌ها و موتیف‌ها «شعر دیگر» و «موج ناب» نسبت نزدیکی باهم دارند، در زبان مدرن و لحن یکی هستند و ذهنیت نوستالژی مشترک بین آن‌ها ایجاد هم‌گرایی می‌کرد. اما از لحاظ وجه تاریخی و اجتماعی شاعران «شعر دیگر» مدرن‌تر از «موج ناب» بودند. البته عدم‌تمایز بین این دو جریان گاه باعث بدفهمی‌هایی شد، عده‌ای از منتقدان «موج ناب» را متأثر از «شعر دیگر» نمی‌دانند بلکه آن را جریان دیگری دانسته‌اند.

بنا بود «موج ناب» را در «شعر دیگر» معرفی کنند که نشد؛ بعدها سعی شد «شعر دیگر» در «شعر حجم» حل شود؛ باز هم با مخالفت بعضی شاعران «شعر دیگر» عملی نشد. نتوانستند «شعر دیگر» را شرح و بسطی دیگردهند و موج ناب را به «برادر خواندگی» قبول کنند؛ زیرا زمانی شاعران «شعر دیگر» الگوی ذهنی «موج ناب» بودند و یا به زبان دیگر همه‌ی آن موج‌ها ریشه در «شعر دیگر» داشت؛ پس برداشت‌های مختلفی بین منتقدان به‌وجود آمد.

گرچه هرکدام از شاعران قرائت خاص خود را داشتند، اما ایجاز، ایهام، ابهام و بازآفرینی‌های حماسه، اسطوره و طبیعت‌گرایی باعث رشد زبانی این موج شد:

 ـ به خواب که می‌روی / ستاره به شیب / دامن شب می‌جوید / چه می‌دوم در خویش و / به رفتار / زنگوله‌های بی‌صدا / که به دیر / بودمان / به خواب که می‌روی / ای زخم همیشه‌ی دل! / این زاد و رود / به پی گشتِ پگاه / زانو می‌زند / «سیروس رادمنش» (۴)

کارگروهی موج ناب‌ها اوایل زیبا بود، چون دارای مرجعیت فکری بود. بعد از جوانمرگ‌شدگی و گسست به تعطیلات تاریخی رفت. اعتقاد به فردگرایی تحریفی در باورهای جمعی این شاعران به‌وجود آورد؛ زیرا از محورهای اساسی مدرنیته فردگرایی بود.

«موج ناب» تحت‌تأثیر اندیشه‌ی «شعر دیگر» بود. پس شاعران در نام‌ها متفاوت گشتند،(۵) در ابتدا شعر ناب یک حرکت تأثیرگذار و تحسین‌برانگیز بود؛ اما متافیزیک زبانی شاعران ناب تغییر کرد و به فرم و قالب‌های دیگر پرداختند. به شالوده‌شکنی و دگرگونی فکر کردند و تضاد بین سوبژکتیو و ابژکتیو آغاز دیگری بود:

ـ هرمز علی‌پور با روحیه‌ی تجربه‌گرایی به قرائت‌های جدیدی روی آورد، وی میان «موج ناب» و تجربه‌های جدیدش یک پرده آهنین کشید و با شعر دوره‌ای خود را هماهنگ کرد.

ـ یارمحمداسدپور بازتاب دهنده‌ی اصلی شعر «موج ناب» است، وی در شعرهای جدیدش تصاویر ناامید کننده‌ای از جهان و مافیه ارائه می‌دهد.

ـ سیدعلی صالحی با همان ماهیت خطی و روایی «شعر گفتار» را پیش گرفت، البته زبان و فرم شعر امروزش تفاوت چندانی با دهه‌ی شصت ندارد.

ـ سیروس رادمنش با تصاویر انتزاعی و زبان دیالکتیکی، شعری فراتر از ناب به ‌وجود آورد.

ـ حمیدکریم‌پور که تکوین و شکل‌گیری «موج ناب» مدیون تلاش‌های او می‌باشد، با توسل به متون فلسفی و عرفانی نمودهای رازگونه را وارد شعر کرد.

وجه اشتراک و افتراق مؤلفه‌های شاعران نشان می‌دهد که سخن گفتن از «موج ناب» بدون «شعر دیگر» غیرممکن است. از طرف دیگر شاعران شعر موج ناب به عللی رغبت نداشتند در جرگه‌ی «شعردیگر» قرار بگیرند؛ هوشنگ چالنگی، مجید فروتن، فیروزه میزانی، فرامرز سلیمانی، پرویز اسلام‌پور، محمد شجاعی، محمد مهدی مصلحی… با شعرهای مضمون‌گرا که از یک آبشخور سیراب می‌شدند. «شعر دیگر» قدمی فراتر از شعر موج ناب طی کرد و با جسارت به هنجارشکنی اسطوره‌ها پرداختند.

با خوانش «زنگوله تنبل» چالنگی و «صدای دیگر» فروتن و بعضی شعرهای کتاب «شعر به دقیقه اکنون» (۶) می‌توان به دوره‌ی خلاقیت ادبی شاعران «شعر دیگر» در مطبوعات آن زمان پی برد. گرچه زبان شعر «موج ناب» و شعر دیگر زبان کشف و شهود است ولی بین حامیان هر دو طیف تضاد‌های فرمی و زبانی به‌وجود آمده بود و متفاوت بودن آن‌ها از منظر تصاویرساختاری، حس‌آمیزی، تشخیص و ترکیب‌های ذهنی پیچیده بود. نابی‌ها به نقش ارجاعی زبان توجه داشتند که نشان از هویت مضطرب و معلق داشت:

 ـ در آتش ایستاده است / گلی / که به قرن‌ها یکی می‌شکفد / «آریا آریا پور»

شعر موج ناب از منظر روان‌شناختی (ناخودآگاه)، جامعه‌شناختی (سیاسی ـ اجتماعی) و زیباشناختی (ساختارهرمنوتیک) فضای تأویلی را بسط می‌دهد. شعر موج ناب دارای بن‌مایه و شایستگی‌های اقتدارگرایانه است که زبان تصویری در آن حرف اول را می‌زند.

شعری به‌شدت کنایه‌وار که از اِلمان‌های «طبیعت، بهار، گل، درخت و ابر…» برای استعاره بهره می‌برد و خواننده با خوانش این زبان از «معنای پنهان متن» به لذت آنی می‌رسد.

گرچه نام گذاری شعر موج ناب به ترکیب زبان شاعران داده شد، اما این نوع شعر با سرفصل‌های متعدد هویت جمعی به خود گرفت. شاعرانی که دغدغه‌های مشترک داشتند، ولی با حفظ فردیت‌های ذهنی به اجراهای مختلف پرداختند.

شعر موج ناب با نگرشی زیباشناختی  به هستی و جهان، تا حدی باعث اقتدار زبان شد؛ اما در حوزه‌ی مباحث تئوریک برای بومی‌شدگی و جهانی اندیشی نتوانست فضایی را باز کند. تغییر در شکل نوشتار باعث بروز جریان‌های ساختارشکنی و افول و گسست شد که امروز فقط یک جاپا از آن مانده است. بعد از فروپاشی موج ناب توسط مدعیان آن‌ها ضد فرم عمل کردند و با تجربه‌های شعری دیگر به تخریب ذهنیت پرداختند و علیه زبان ناب بلند شدند: (۷)

 ـ چون زنبقی / که بال به هم سایند / در خواب یک امیر / از دودمان خود / دورم کن / رودی به سینه / ماهی به مشت / می‌خواهم / منظومه به خواب روم / «هرمز علی‌پور»

برای شناخت شعر موج ناب باید مؤلفه‌های شعر دهه‌ی چهل و پنجاه را برشمرد، موج نابی‌ها در ابتدا دیدگاهی انتزاعی ـ تراژیک داشتند. با زبانیتی که دستاوردش آشنازدایی لفظی ـ معنایی است. از اِلمان و موتیف‌های شعر موج ناب، کلاژه‌های دراماتیک و نمایش مهیج نمود بارزتری پیدا کرد.

ناگفته نماند، شاعر موج ناب فرصت نیافت گزاره‌های تئوری و مؤلفه‌های این نوع ژانر را بنویسد و با عکس العمل‌های ضد نقیضی از مخاطبان شعر روبه‌رو شد.

طرح کلی موج ناب را حمید کریم‌پور و منوچهر آتشی (۸)ریخت و طبق این اجازه‌ی تاریخی، شاعران با مصاحبه‌های گوناگون توانستند ذهنیت خویش را به ثبت رسانند اما مبانی تئوریک آن را مطرح نکردند و نتوانستند در راستای ذهنیات خود بیانیه‌ای صادر کنند یا مانیفستی بنویسند. گویی اسباب بیان برای نوشتار این ذهنیت نداشتند:

 ـ آن‌جا / که قصیده / پروازی‌ست / دل در نازکای غزلی / شکوه می‌کند / که ملالی اگر بنمانده‌ست / خواب از دریغ نفسی است / که‌های‌های هرگزش / به گیسوان آبی خواب / طره می‌کند / «سید علی صالحی»

بی‌شک از اِلمان‌ها و مؤلفه‌های «شعر دیگر»، «شعر موج ناب» و «شعر حجم» در آن دوره نمی‌توان چشم پوشید؛ شعر موج ناب در تقابل با ساختار «شعر دیگر» شکل گرفت که طبق گزاره‌های تئوری اختلاف فازی با شعر حجم دارد. تنوع و گستردگی جریان‌های شعری باعث شد شاعرانی با اندیشه‌ی سترگ در همان دوره هم مورد ستایش قرار بگیرند. آنهم به قصد ابداع زبان که بدون اغراق خواننده گاه دچار سِحرزدگی می‌شود.

با همه‌ی اشتراکاتی که شاعران در زبان و بیان داشتند؛ این اندیشه‌ی زیباشناسانه رنگ چالش به خود گرفت. جریانی که در تئوری‌های هرمنوتیک خوب پیش رفت و توانمندی‌های فردی و گروهی در تکوین این ژانر تأثیر به سزایی داشت، از این جهت آینده‌ی شعر ناب در گذشته‌اش مانده است!

 ـ بر شانه‌های تاریخ / ارتفاع سرخ حماسه تماشایی‌ست / و خون من حرفی‌ست / که نفس می‌کشد / صدای نوازش را / بر پیشانی دلتنگی‌ام / دشنه‌ای‌ست / که هوای ایستادن را / دلپذیر می‌کند / «آریا آریاپور»  (۹)

 

پی نوشت:

  • خواب لیلی، بتول عزیرپور، نشر رز (تهران)، چاپ اول ۱۳۵۱٫
  • هرمز علی‌پور این جریان را نوعی شوریدگی ناخودآگاه گفته است: «اگر منوچهر آتشینام شعر موج ناب را نمی‌گذاشت ما جرات نداشتیم به‌عنوان حرکتی از آن نام ببریم!»
  • دل چه پیر شود چه بمیرد (حمید کریم‌پور)، بر سینه سنگ‌ها بر سنگ‌ها نام‌ها (یارمحمد اسدپور)، نرگس فردا (هرمز علی‌پور)، هوشنگ چالنگی، سید علی صالحی و سیروس رادمنشبا شعرهای پراکنده در مطبوعات آن سال‌ها راهیان موج‌ناب لقب گرفتند.
  • به نامی که دیگر نیست، نشر آوانوشت، چاپ اول ۱۳۹۲٫
  • در سفر پیدایش باب ۱۱ آیه ۳ تا ۷ آمده است که: «قوم بنی‌آدم گفتند؛ بیایید برجی بنا کنیم تا سر بر آسمان بساید و گاه قادر شویم به ساحت ربوبی سر برافرازیم، خداوند در پاسخ این ترفند گفت نازل شویم و زبان این قوم آشفته گردانیم تا سخن یکدیگر بشنوند اما نفهمند»
  • شعر به دقیقه اکنون، فیروزه میزانی و احمد محیط، انتشارات قطره، چاپ اول ۱۳۶۸٫
  • گزارش به نسل بی‌سن امروز، رضا براهنی، انتشارات مرکز، چاپ اول۱۳۷۴ / ص ۱۶۸

 (رضا براهنی با نگاه تئوریک به «شعر، به دقیقه اکنون» به نگرش متفاوت بعضی از شاعران ناب اشاره دارد)

  • اواخر دهه‌ی پنجاه منوچهر آتشیمسئول صفحه‌ی شعر مجله‌ی تماش شعر «موج ناب» را به نام گروهی از شاعران مسجدسلیمانی نظیر هوشنگ چالنگی، سیدعلی صالحی، هرمز علی‌پور، یارمحمد اسدپور، حمیدکریم‌پور (آریا آریا پور)… نام‌گذاری کرد. ورود غیرمنتظره مدرنیته به مسجدسلیمان (اولین شهر نفتی خاورمیانه) سبب شد شعر شاعران ناب مدرن‌تر از نقاط دیگر جلوه کند و بر سر زبان‌ها بیفتد. بعدها فرامرز سلیمانی، نعیم موسوی، رستم اله مرادی، علی‌مراد موری (علول)، بتول عزیرپور، فیروزه میزانی، عظیم خلیلی، آرش باران پور، عزت قاسمی، حمید عرفان، محمود نائل، احمد علی‌پور، قاسم آهنین جان… به این نوع ژانر گرایش پیدا کردند.
  • دل چه پیر شود، چه بمیرد، (شعرهای بین سال‌های ۱۳۵۶-۱۳۵۲)، سال چاپ ۱۳۵۹٫

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *