بوی باران بوی سبزه | فریدون مشیری

وقتی دلدار زمینی به آسمان می رود | جلال الدین کزازی|
اسفند ۲۷, ۱۳۹۸
بادبادک را بیش از کتاب درس دوست داشتم|سهراب سپهری|
فروردین ۱۲, ۱۳۹۹

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش بحال روزگار
خوش بحال چشمه ها و دشت ها
خوش بحال دانه ها و سبزه ها
خوش بحال غنچه های نیمه باز
خوش بحال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش بحال جان لبریز از شراب
خوش بحال آفتاب
ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه ی رنگین نمی ‌پوشی به کام
باده ی رنگین نمی‌ نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌ باید تهی است
ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *