سلام خالو کافکا…دمت گرم| احمد اکبرپور

نامه مائده مرتضوی به هاینریش بل
آذر ۷, ۱۳۹۸
نامه مهدی اخوان ثالث به محمد قهرمان
آذر ۸, ۱۳۹۸

سلام فرانتس..
دلم می خواست خیلی خودمانی تر صدایت می کردم خالو فرانتس یا پسر خالو یا ….ولی با این رمان های هول انگیزت جرات نمی کنم….همین طور که با همزادت عامو صادق هدایت هم نمی توان خیلی خودمانی شد…حتی می ترسیم درست و حسابی کتاب هایش را بخوانیم.
فرانتس عزیز تو چقدر صریح بهم فهماندی که هیچ موجودی درنده تر از خودمان نیست….داشتم حال جوانی ام را می بردم که یک دوست ناخلف کتاب های تو را توی کاسه ی من گذاشت..تازه من یک ذره از مفهوم عظیم آثار تو را فهمیدم و این طوری نیمچه افسرده شدم…جناب فرانتس مگرچقدر ما آدم ها وقتی به قدرت می رسیم درنده ایم؟
تازه تو با قددت پدرت هم مشکل داشتی که فوقش تو و مادرت و چند تا خواهر و برادر را کنترل می کرد. چه نامه ای به پدرت نوشته بودی…دمت گرم…به نظرم خیلی از ما شرقی ها می توانیم نامه ات را کپی پیست کنیم و برای پدران زنده و مرده مان بفرستیم..
تو برای پدرت نامه نوشته بودی و کلا شاکی بودی که حتی هیکل بزرگ و تنومندش نوجوان لاغری مثل تو را آزار می داده است. حالا من برایت نامه می نویسم و یک جورهایی شاکی ام که چرا این چیزها را برایم گفتی تا از نادانی و بد فهمی روال قدرت در بیایم…توی ولایت ما می گویند هیچ نعمتی به از نافهمی نیست…چرا مر ا از بعضی جنبه های این نعمت عظیم محروم کردی؟ ولی ممنون و دمت گرم که توی قصرت همیشه جایی برای خواندن هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *