عشق در آثار ادبی قدیم بسیار پررنگتر بود

در شعر معاصر شاعران نگاه عینی دارند
تیر ۱۲, ۱۳۹۸
ابتدا باید بحث معشوق را حل کنیم
تیر ۱۲, ۱۳۹۸

پرواضح و مسلم است که فرایند عشق در آثار ادبی قدیم بسیار پررنگتر و پرمعناتر از آثار عصر معاصر جلوه‌گر شده است.  به عقیده من علت این امر مهم را می‌توانیم به پیشرفت جوامع در علم و مکانیزه شدن تمامی فرایندها نسبت داد. با لحن عامیانه‌تر می‌توان گفت بشریت امروزه به جای رشد در زمینه عشق و همینطور همزیستی مسالمت‌آمیز کنار هم تبدیل به انسان‌های رباتیک شده‌ایم یا به معنای جامع‌تر انسان‌های به ظاهر آدم و در باطن آدم‌های آهنین.

طی ۱۰۰ سال اخیر نه تنها پیشرفت قابل توجهی در زمینه عشق در ادبیات خود نداشتیم، که اجمالا عقب نشینی‌هایی داشتیم که جای بسی تاسف دارد. اگر منظور عشق در ۱۰۰ سال اخیر، ترجمه‌های مکرر کتب از دیگر زبان‌ها است، این تجارت فی ما بین ناشران و سلیقه اقشار مختلف جامعه است. ما زمانی می‌توانیم از چنین ادعای فصیح و روشنفکرانه‌ای برخوردار باشیم که آثار فرایند عشق را در جامعه مشاهده کنیم. مردم کتاب می‌خوانند و این کتاب روی زندگی آنها تاثیر می‌گذارد پس این تاثیر آثار معاصر و کلاسیک باید بر جامعه مشهود باشد و می‌توانیم بازخوردش را در جامعه امروزی ببینیم. اگر عشق در آثار معاصر پیشرفت کرده بود، قطعا در جوامع امروز ما تاثیرگذار بود.

کلاسیک در معنی ریشه‌ای یعنی جاودانگی و ابدیت بدون شک در جامعه‌ای که حرف اول را پول می‌زند و از نظر اقتصادی مردم رو به زوال و نیستی می‌روند ادبیات کلاسیک و فرآیند عشق و مقایسه آن با آثار کلاسیک معنا و مفهومی نخواهد داشت.

نویسنده: زهره درانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *