وقتی دلدار زمینی به آسمان می‌رود

انسان‌ها نداشتن را بیشتر از داشتن یاد گرفته اند
تیر ۱۲, ۱۳۹۸
در شعر معاصر شاعران نگاه عینی دارند
تیر ۱۲, ۱۳۹۸

اگر بخواهم به پرسش شما که پاسخی دراز دامان را می‌سزد، پاسخی بسیار کوتاه بدهم و از نگاهی، آنچه می‌توانم گفت آن است که روند دلبستگی که در بزمنامه‌ها و غزل‌های فارسی همواره بازتابی گسترده یافته است از کهن‌ترین زمان‌ها تا کنون به دین گونه می‌تواند بود: دلبستگی در نخستین برنامه‌های پارسی یکسره زمینی و اینسری و گیتیک (دنیوی) است. دو دلداده که دل به یکدیگر باخته اند، همواره در پی آن اند که که این دلباختگی به کامکاری و پیوند بیانجامد یکی از کهن‌ترین بزمنامه‌های پارسی که بر گرفته از در پیوست‌ها به زبان پهلوی اشکانی بوده است ویس و رامین است. اگر این بزم‌نامه پر آوازه که فخرالدین اسعد گرگانی آن را سروده است. با پدیده‌ای در دلبستگی روبه رو هستیم که فرنگیان آن را دلبستگی سه گانه می‌نامند. به سخن دیگر، دلدار دو دلباخته دارد که یکی از این دو، شوی اوست لعبت شاه و دلباخته دیگر رامین است این پدیده به تنهایی به روشنی بر ما آشکار می‌دارد که دلبستگی در بزمنامه‌های کهن یکسره زمینی است اما اندک اندک این شیوه در دلباختن دگرگونی می‌یابد. دلدار زمینی به آسمان می‌رود. آنچه گیتیک بوده است، مینوی می‌شود. در سروده‌هایی که می‌توانیم آنها را میانین بنامیم و بیشتر در غزل‌های بزمی و رامشی فارسی بازتاخته است، دلدار هنوز در میان زمین و آسمان در وا (معلق) می‌ماند. به گونه‌ای که گاه شما نمی‌توانید به درستی دریافت که دلدار غزل آیا زمین است یا دلدار برین آسمانی که خداوند است.

هرچه پیشتر می‌آییم به روزگاران سپسین باز می‌رسیم. دلدار بیشتر نمادین و آسمانی و مینوی می‌شود. اما در روزگاران نو بازگشتی به آن شیوه کهن دلباختگی را می‌بینیم بار دیگر دلدار یا یار از آسمان از مینو به زمین و گیتی باز می‌گردد. این گونه از دلباختگی به یاری زمینی در سروده‌های بزمی و عاشقانه روزگار ما فراوان نمود یافته است.

نویسنده: جلال‌الدین کزازی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *