انسان‌ها نداشتن را بیشتر از داشتن یاد گرفته اند

تبدیل عفت در عشق‌های کلاسیک به عشق های هوس آلود
تیر ۱۲, ۱۳۹۸
وقتی دلدار زمینی به آسمان می‌رود
تیر ۱۲, ۱۳۹۸

زمانی جهان شکل می‌گیرد که عشق وجود داشته باشد، عشق می‌تواند نطفه تولد هرچیزی باشد. اینکه شما هرچیزی را دوست داشته باشید و برای به وجود آمدنش تلاش کرده باشید. زمانی که تولد شکل می‌گیرد، دیگر چیزی دست شما نیست و خیلی از اختیارات از شما گرفته می‌شود، مانند تولد یک فرزند، آن فرزند به دنیا می‌آید اما بعد از به دنیا آمدنش دیگر صاحب اونیستنید. وقتی که باردار آن عشق بودید، مالکیت آن را داشتید اما وقتی تولد پیدا می‌کند وشکل می‌گیرد از دست شما خارج می‌شود و می‌تواند هر رفتاری داشته باشد مانند داستان‌هایی که داشتیم «شیرین و فرهاد» و «بیژن و منیژه» که همه از فراق گفتند و عشقی شکل گرفت در آن رسیدنی در کار نبود.

عشق شرقی قائل به این است که در شما چیزی تبلور پیدا می‌کند اما هیچ وقت به آن دست پیدا نمی‌کنید و همیشه در حالت دست نیافتن و حالت دوری و نداشتن باقی می‌مانید. این به دلیل فرهنگی است که در شرق شکل گرفت؛ به خاطر جنگ‌های متداولی که در ایران وجود داشت. انسان‌ها نداشتن را بیشتر از داشتن یاد گرفته اند پس زمانی که می‌خواهید از عشق حرف بزنید درباره نداشتنش بیشتر حرف می‌زنید تا داشتنش. وقتی در ایران از عشق حرف می‌زنید، منظور عشق‌هایی است که در درون شخص به وجود می‌آید، در بیرون  ممکن است اتفاق نیافتد مانند شیرین و فرهاد و خسرو وشیرین که به هزار دلیل به انسان‌ها انتقال پیدا می‌کند .

شکل متفاوت عشق در اروپا وجود دارد. وقتی آن عشق شکل می‌گیرد شرع تلاش‌های انسان است که بتواند به بهترین شکل هدایتش کند. در اروپا وقتی دو نفر به هم می‌رسند آن رسیدن شروع است و افرادی که به هم می‌رسند تلاش می‌کنند به بهترین شکل در راستای اندیشه‌های یکدیگر قدم بردارند و تازه بعد از رسیدن است که داستان عشق آغاز می‌شود.

 

نویسنده: ژیلا محمد شاهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *