داستان ایران

مرداد ۱, ۱۳۹۸

دلِ بی‌صاحاب زود نخ ‌کش می شود| سمیرا عباسی

نامه عاشقانه زن جوانی که حدود صد سال پیش شوهرش برای تحصیل به خارج رفته است.اصطلاحات و ترکیبات نامه برگرفته از لحن صمیمی و زنانه مردم […]
مرداد ۳۰, ۱۳۹۸

حافظ خوانی علیرضا محمودی ایرانمهر

  دست از طلب ندارم تا کام من بر آید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن بر آید هنوز توی تاریکی دراز کشیدم. […]
مهر ۲۰, ۱۳۹۸

حکایت شلوار دخترانه؛ سیدمحمد مرکبیان

سوخت، شلوارم سوخت. صبحِ اول مهر. اوتو روشن بود و من خورده بودم به اوتو و تنها شلوار مدرسه‌ام را سوزانده بودم. مادر کلافه بود. سفره […]
مهر ۲۰, ۱۳۹۸

لذت ترسی مبهم؛ عباس کریمی عباسی

بوی گس گردو و عرعر از یکسو و موسیقی بی‌وقفه آب قنات دزاشیب که از «کوچه تنگه» می‌گذشت و ترکه‌های عرعر و برگ‌های زرد و نارنجی‌ای […]