داستان ایران

اسفند ۴, ۱۳۹۷

تجربه های زیستی دکتر تقی پورنامداریان

تقی پورنامداریان از دوران کودکی پر شر و شوری که ضرورت زندگی در سطح خانواده ای مثل خانواده ما و نظام حاکم بر جامعه ابعاد آن […]
اسفند ۱۲, ۱۳۹۷

خوابی که دیر تعبیر شد!| ابوالفضل زرویی نصرآباد

روزی، روزگاری در ولایت غربت پادشاهی بود که هر شب یک خواب می‌دید. این پادشاه چهارصد و پنجاه تا خوابگزار داشت که هر کدام‌شان اهل یک […]
اسفند ۱۲, ۱۳۹۷

منتظرم باران بند بیاید| فریبا گرانمایه

لیوان چای به دست ، پشت پنجره می ایستم وبه حیاط کوچک مان نگاه می کنم که اولین باران پاییزگردوخاک ماههایش را شسته وسیلاب به راه […]
فروردین ۲۱, ۱۳۹۸

خانه پدری آدم‌های دیگر| مرتضی برزگر

ما خانه پدری نداشتیم. یعنی آن تصویر زیبای خانه‌های بزرگ ویلایی که پاییز، حیاطش پر از برگ‌های زرد و نارنجی است؛ و تابستان، تخت کوچکی کنار […]